حلال نمی کنم!   

همشهری 82 ساله ما که نزدیک به 29 سال است عضو مادام العمر شورای نگهبان است و پس از ارتحال امام خمینی (ره) در سال 1368 نقشی بسیار اساسی در دیگرگونه سازی نظام "جمهوری اسلامی" و استحاله تدریجی آن به "حکومت جمهور ناب" داشته ، در نماز جمعه امروز (جمعه 15 شهریور 87) فرموده اند: "من همین‌جا می‌گویم اگر کسانی از طرف من حق‌شان ضایع شده، اول مراجعه کنند. اگر بتوانم حق‌شان را به آنها بازمی‌گردانم، اگر نه حلالم کنند و بعد هم همه همدیگر را حلال کنند". و نیز:  "این حلالیت‌طلبی‌ها ... مقدمات شب قدر است و تا فرصت باقی است باید مقدمه‌چینی کرد". و نهایتا هم غیب گویی فرموده اند که: "یک سکته یا یک تصادف ممکن است به یکباره زندگی افراد را درهم بپیچد".

واقعیت آن است که همه انسانها ، یا حداقل آنانی که هنوز حسی از انسانیت در وجودشان باقی مانده باشد ، هر چقدر هم که در راه خودشان سرسخت و مصمم باشند ، هر از گاهی با خود می اندیشند که آیا واقعا راهی که رفته اند درست بوده یا نه؟ برای انسانهای عادی مثل من و شما که مصدر قدرت و مسئولیتی نیستیم و سرنوشت کسانی و جامعه ای در دستمان نبوده و نیست ، دیر یا زود رسیدن به چنین نقاط تردیدی مشکل چندانی ایجاد نمی کند. اما برای کسی مثل آقای جنتی ، که در انتخابات مجالس چهارم ، پنجم ، هفتم و هشتم و نیز انتخابات ریاست جمهوری نهم بیشترین ضربه را به جمهوریت نظام وارد آورده و چندین هزار انسان خداپرست و میهن دوست و دلسوز کشور و مردم را به اتهامات بی اساسی چون عدم التزام به اسلام و ... از گردونه خدمتگزاری به ملت و اداره جامعه خارج کرده است ، انتظار اینکه مردم و زیان دیدگان بیشمار اقدامات او پس از 19 سال او را حلال کنند انتظار معقولی به نظر نمی رسد.

در قضیه رد صلاحیت من در انتخابات مجلس هشتم توسط دست نشاندگان آقای جنتی در هیات های اجرایی و نظارت بر انتخابات ، واقعا از اینکه به طور ناجوانمردانه از گردونه رقابت اخراج شدم دلم نسوخت و متعجب نشدم. علت هم آن بود که در نظرم ورود به مجلسی اینچنین فرمایشی و اینچنین بی اراده و وکیل الدوله افتخار و توفیقی محسوب نمی شود. مجلسی که در آن یک نفر برای وزارت دست چندم و بی اهمیت تعاون رای اعتماد نمی آورد اما دو سال بعد همان فرد برای مهمترین و پرمشکل ترین وزارتخانه کشور ، یعنی وزارت آموزش و پرورش ، از همان مجلس رای اعتماد می گیرد و ظرف کمتر از 6 ماه چنان بلایی بر سر این وزارتخانه مهم و راهبردی می آورد که 82 نماینده درخواست استیضاحش را امضا می کنند ، و البته به احتمال بسیار زیاد بازهم به دلیل ناتوانی مجلس و با مانورهای پیدا و پنهان آقای احمدی نژاد ، این دوست گرمابه و گلستان و همکار علم و صنعتی ایشان همچنان در مصدر وزارت باقی خواهد ماند!

اما یک نکته واقعا دلم را سوزاند و هر بار که به یاد می آورم نمی توانم خشم خود را فرو خورم. اینکه این مدعیان دروغین دینداری و اصولگرایی مرا به "عدم التزام به اسلام" متهم کردند! من قبلا متن اعتراضم به این اتهام مضحک ، غیرقانونی و ناجوانمردانه را در وبلاگ فیلتر شده ام (موج بی آرام) قرار داده بودم و هنوز هم لینک آن در ستون سمت راست وبلاگ (تحت عنوان: رد صلاحیت - اعتراض) موجود است و لذا دلایل بی اساس بودن چنین اتهامی را در اینجا تکرار نمی کنم. اما ای کاش این همشهری ما سواد و وقت خواندن وبلاگها و از جمله وبلاگ من را داشت تا از این نظر من به عنوان یک مسلمان ایرانی و یک جانباز انقلاب مطلع شود که:

آقای جنتی! به خاطر اتهام ناجوانمردانه ای که به من زدید ، نه تو و نه دست نشاندگانت در هیات های اجرایی و نظارت را حلال نمی کنم!

لینک
جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧ - محمدرضا آقاابراهیمی