بازتولید ادبیات شاهنشاهی در دولت نهم   

خبر مربوط به عقب نشینی سراسیمه دولت احمدی نژاد از اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده ، که پس از اعتصاب پنج روزه بازار اصفهان و کشیده شدن دامنه آن اعتصاب به بازارهای مشهد ، تبریز و شیراز ، امروز اعلام شد از چندین جهت قابل تامل و آموزنده است. ابتدا اصل خبر را در اینجا بخوانید.

برخی از نکاتی که در این قضیه قابل ذکر هستند عبارتند از:

1) عقب نشینی احمدی نژاد از اجرای این قانون این پیام واضح را برای اقشار مختلف جامعه خواهد داشت که این دولت ، خصوصا با توجه به درپیش رو بودن انتخابات سال آینده  ، آنچنان که تا به حال وانمود می کرده هم آهنین نیست و یک اعتصاب محدود پنج روزه در بخش هایی از بازار اصفهان می تواند این دولت را به عقب نشینی از اجرای سیاست های ناپخته ، غیرکارشناسی ، عجولانه و مخربش در زمینه های اقتصادی وادارد. احتمالا به همین دلیل بود که سایت اصولگرای بازتاب ، با درک مخاطراتی که بروز چنین تصوری در جامعه می تواند برای نظام داشته باشد ، نارضایتی و نگرانی خود از ندانم کاری احمدی نژاد و "هیئت همراه" او را دیروز با تیتری اینچنینی بروز داد: "در رویارویی با تصمیم های عجولانه اقتصادی لابی ثروت پیروز شد! "

2) در متن نامه پنج خطی احمدی نژاد به صراحت اعتراف شده است که اجرای قانون مزبور بدون "تهیه و ابلاغ دستور العمل های لازم و تمهید شرایط مناسب" و نیز بدون "هماهنگی وزارت بازرگانی و سایر دستگاه ها و سازمانهای ذیربط و به ویژه مشارکت و بهره گیری از نظرات نمایندگان اصناف مختلف" و در نهایت فاقد "برنامه عملیاتی و راهکارهای مناسب جهت اجرای قانون مذکور" بوده است و لذا دستور داده شده است که تا فراهم شدن همه شرایط فوق "اخذ هر نوع وجوه در اجرای این قانون متوقف خواهد بود". بی جهت نیست که آقای احمدی نژاد مکررا ادعا می کند که دولتش کارشناسی ترین دولت پس از انقلاب است!!!

3) نفس اینکه رئیس جمهور طی نامه ای به وزیر اقتصاد خود دستور دهد اجرای یک قانون را متوقف نماید ، علی الظاهر ، خلاف قانون اساسی است و رئیس جمهور ، تا آنجا که من اطلاع دارم ، چنین اختیار و قدرتی ندارد که اجرای یک قانون را متوقف نماید. باز هم بی جهت نیست که آقای احمدی نژاد مکررا ادعا می کند که دولتش قانونمند ترین دولت پس از انقلاب است!!! از یاد نبرده ایم که تنها حدود یک ماه پیش در دیدار دولت با رهبری ، این نکته صراحتا و علنا توسط رهبری به احمدی نژاد گوشزد شد که دولت موظف است قانون را اجرا کند حتی اگر فکر می کند فلان قانون مناسب نیست.

4) از موارد بسیار مهم فوق که بگذریم ، و می دانم که طی روزها و هفته های آینده این موارد موضوع بحث های داغی در سطح ملی و حتی بین المللی خواهند بود ، یک نکته در این خبر برای من بسیار عجیب و واقعا متاثر کنند بود. استفاده از عبارت "فرمان" ، که در خبر تهیه شده توسط پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری دو بار آمده است ، مرا به یاد دوران تلخ و ننگین استبداد شاهنشاهی انداخت که دستورات شاه تحت عنوان "فرمان ملوکانه" ابلاغ و اعلام می شد. من شخصا به خاطر ندارم در سی سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد از عبارت "فرمان" برای اشاره به دستور رئیس جمهور استفاده شده باشد و لذا بازتولید و بکارگیری مجدد ادبیات شاهنشاهی نیز جزو "اولین" هایی است که می توان تنها در کارنامه دولت احمدی نژاد ثبت و ضبط کرد! فاعتبرو یا اولی الابصار.

لینک
پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٧ - محمدرضا آقاابراهیمی

   مراسم بزرگداشت خاتمی   

خبر برگزاری مراسم بزرگداشت سید محمد خاتمی در یزد را در اینجا بخوانید و به لیست میهمانان خارجی ای که قرار است حضور داشته باشند هم توجه کنید. برایم بسیار جالب است بدانم اگر ٣ سال بعد از خاتمه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مراسم بزرگداشت ایشان در آرادان برگزار شود چه کسانی از خارج کشور در آن شرکت خواهند کرد؟

همچنین ، اگر این مطلب که "به علت عدم صدور ویزای کوفی عنان، وی به ایران نخواهد آمد" صحت داشته باشد ، جهان چه قضاوتی در مورد دولت ما خواهد کرد؟ آقای احمدی نژاد طی ٣ سال چهار بار به نیویورک سفر می کند و تحت شدیدترین تدابیر حفاظتی پلیس آمریکا (معادل حفاظت جرج بوش) قرار می گیرد تا بتواند آزادانه و با امنیت جانی و فکری آنچه را که صحیح می داند بیان کند و با هر که می خواهد ملاقات کند ، اما دبیر کل سابق سازمان ملل برای شرکت در یک مراسم غیر رسمی و غیر دولتی در یزد ، بدان دلیل که مربوط به رئیس جمهور سابق ٢٢ میلیونی این کشور است ، اجازه مسافرت به کشور مدعی آزادی صددرصدی نمی یابد؟!!

پی نوشت (17/7/87) - تصویر استعفانامه دکتر عوض علی کردان منتشر شد. در اینجا ببینید. لبخندنیشخندخندهقهقهه

لینک
سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٧ - محمدرضا آقاابراهیمی

   پاسخ خاتمی پس از 10 سال   

امشب دوست و همکار بسیار عزیزی تلفنی گلایه داشتند که چرا نزدیک یک ماه است که وبلاگ را به روز نمی کنی؟ دوست عزیز دیگرمان ، آقای مهندس رشیدی ، هم هفته پیش کامنتی به همین مضمون گذاشته بودند که پس از آن گفتگوی نسبتا مفصل و جالبی بین من و دوستان ارجمندی چون دکتر واعظی و ابوالبرکات درگرفت. خدمت این همکار بسیار عزیزم این شعر حافظ را خواندم که:

اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

در اینجا مقصود حافظ از "عربی" ، آنچنان که استاد بزرگوار ادبیات فارسی ما در دانشگاه فردوسی مشهد ، زنده یاد دکتر حسین امینی ، می فرمود "علم و دانش و ادب" است و نه صرفا زبان عربی. به هر تقدیر ، عرض کردم که اگر وبلاگ رونق سابق را ندارد علت آن نیست که حرفی برای گفتن نیست ، بلکه بر عکس تقریبا به صورت روزانه سوژه های مختلفی برای نوشتن به ذهنم می رسد اما همچنانکه هفته گذشته در پاسخ به دوست ارجمندم آقای مهندس رشیدی نوشتم ، نابسامانی کم سابقه اوضاع سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی کشور از یک سو و بی شرمی و بی حیایی مدعیان دروغین دینداری ،‌ عدالت طلبی و اصولگرایی ، که نمونه های آن را به صورت روزمره می توان در همه شئون دید ، از سوی دیگر ، حال و حوصله و دل و دماغی برای نوشتن باقی نگذاشته است. در عین حال برای اجابت امر همکار عزیزم ، مطلبی را که هفته پیش به ذهنم رسیده بود در اینجا تقدیم می کنم.

از ابتدای پیروزی ناباورانه و چشمگیر سید محمد خاتمی در دوم خرداد ٧۶ و پس از آنکه بحث "اصلاحات" در کشور مطرح شد ، تلاش های زیادی برای ارائه یک تعریف جامع و فراگیر از "اصلاحات" شروع شد و البته هنوز هم این تلاش ها ادامه دارد و بسیاری از منتقدین ، یکی از دلایل شکست اصلاح طلبان (و نه خواست تاریخی ملت ما در جهت اصلاحات) در چند سال اخیر را فقدان یک تعریف صحیح و جامع از اصلاحات دانسته اند. این تلاش ها البته با انگیزه های مختلف و بعضا متضاد صورت گرفته و می گیرد و طبیعتا به همین دلیل هنوز هیچ تعریف جامع و مانعی در این زمینه وجود ندارد. هر چند خود من با تعریفی که سید محمد خاتمی به صورت جسته و گریخته ارائه داده و اصلاحات را به معنی "بازگشت کامل به آرمانهای انقلاب اسلامی و به رسمیت شناختن و عمل کردن بی قید و شرط به تمامی آنچه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، به عنوان میثاق بین ملت و حاکمیت ، آمده است" معرفی کرده است کاملا موافقم.

یکی از تعاریفی که در حدود ١٠ سال پیش برای اصلاحات ارائه شد و سالها بر روی آن مانور و تبلیغات فراوانی شد آن بود که اصلاحات یعنی "مبارزه با فقر و فساد و تبعیض". طبیعتا هیچ حرکت اصلاح طلبانه ای نمی تواند نسبت به وجود فقر و فساد و تبعیض در اجتماع بی تفاوت باشد و اصولا بازگشت کامل به قانون اساسی جمهوری اسلامی به طور خودکار این مظاهر نامطلوب طاغوت (به معنای قرآنی آن) را از جامعه حذف کرده و یا حداقل آن را به شدت کاهش خواهد داد. اما سوالی که همواره برای من مطرح بود آن بود که آیا واقعا اصلاحات مورد مطالبه ٢٠ میلیون ایرانی که در دوم خرداد ٧۶ به سید محمد خاتمی رای دادند و سپس همین رای اعتماد بی سابقه با میزان بیشتری در سال ٨٠ تکرار شد ، منحصر به این سه مورد بود؟ آیا اصلاحات سیاسی ، محدود و پاسخگو کردن قدرت ، احترام به حقوق اساسی شهروندان ، جلوگیری از تفاسیر انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه از قانون اساسی (مثل ابداع نظارت استصوابی ، احاله تشخیص صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان به شورای نگهبان و ...) ، لغو امتیازات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی خاص برای قدرتمندان و وابستگان آنان و ... مد نظر مردم نبود؟ پاسخ البته برای خودم همیشه روشن بود ، اما هفته پیش سید محمد خاتمی نیز ، با حدود ١٠ سال تاخیر ، به این سوال پاسخ داد. وی در سخنانی که در دیدار با گروهی از اقشار مختلف مردم استان چهارمحال و بختیاری بر زبان راند ، و اصل آن را می توانیددر اینجا بخوانید ، گفته است:

"به درستی گفته شد یکی از رسالت‌های ما مبارزه با فقر، فساد و تبعیض است، گرچه محدود کردن اصلاحات در این چارچوب‌ها کار درستی نیست؛ این مسائل حتما از مصداق‌های اصلاح‌طلبی است، اما اصلاح‌طلبی وسیع‌تر از اینهاست. نباید فقط روی جنبه‌های مادی و ملموس قضایا حساب کنیم. وی افزود: اگر جای مردم و حاکمان عوض شود یعنی مردم که اربابند هیچ‌کاره بشوند و حاکمان که نوکرند و باید در خدمت مردم باشند همه‌کاره بشوند، این بدترین تبعیض است. رییس بنیاد باران با طرح این پرسش که آیا در این چند سال اخیر فقر، فساد و تبعیض کمتر شده است یا بیشتر؟ خاطرنشان کرد: اگر واقعا بیشتر شده است همه مسئولان باید به انتقادات گوش دهند و به نحوی حرکت کنند که مشکلات جامعه کمتر شود".

پی نوشت (۱۵/۷/۸۷) - حتما مطلب علیرضا در معرفی بیرجند را در اینجا بخوانید و در صورتی که نظری داشتید لطفا در بخش نظرات وبلاگ علیرضا بیان فرمائید.

لینک
یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧ - محمدرضا آقاابراهیمی